خرید بک لینک
در هاوبه كيست كه تو را حمد ميگويد اي خداوند؟در هاويه كيست؟نام تو را اي متعال خواهم سراييدنام تو را با عود ده تار خواهم سراييدزيرا كه به شكلي مهيب و عجيب ساخته شدهاماستخوان هايم از تو پنهان نبود وقتي كه در نهان به وجود ميآمدمو در اسفل زمين نقش بندي مي گشتمدر دفتر تو همگي اعضاي من نوشته شده  و چشمان تو اي متعال جنين مرا ديده استچشمان تو جنين مرا ديده استگفتم كاش مرا بال ها مثل كبوتر ميبودتا پرواز كرده راحتي مي يافتمهر آيينه به جايي دور ميرفتمو در صحرا مأوي ميگزيدممي شتافتم به پناهگاهي از باد تند و طوفان شديدزيرا كه در زمين مشقت و شرارت ديده امدنيا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاييده استاز روح تو به کجا بگریزم و از حضور تو کجا بروماگر بال های باد سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شومدر آنجا نیز سنگینی دست تو بر من استمرا باده سرگردانی نوشانده ایچه مهیب است کارهای توچه مهیب است کارهای توهنگامي كه خاموش بودمجانم پوسيده ميشد از نعرهاي كه تمامي روز ميزدمبه ياد آور كه زندگي من باد استمانند مرغ سقای صحرا و بوم خرابه ها گردیده امو چون گنجشگ بر پشت بام ، منفرد نشسته اممثل آب ریخته شده ام و مثل آنانی که از قدیم مرده اندو بر مژگانم سایه ی موت استبر مژگانم سایه ی موت استمرا ترک کن مرا ترک کنزیرا روزهایم نفسی استمرا ترک کن پیش از آنکه به جایی روم که از آن برگشتن نیستبه سرزمین تاریکی غلیظآه، ای خداوند، جان فاخته ی خود را به جانور وحشی مسپاربه یاد آور که زندگی من باد استو ایام بطالت را نصیب من کرده ایو در گرداگردم آواز شادمانی و صدای آسیاب و روشنایی چراغ نابود شده استخوشا به حال دروگرانی که اکنون کشت را جمع می کنند و دستهای ایشانسنبله ها را می چیندبیایید به آواز کسی که در بیابا

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:10

صفحه بندی